نگاهي به نظرات اصحاب حرفه روزنامه نگاري در باره ضرورت استقلال روزنامه نگار
عقايد «سيدني هوك» فيلسوف تجربيِ قرن بيستم آمريكا كه هر سال دو بار (به مناسبت زادروز و سالگرد فوت او) در رسانه ها مطرح مي شوند تا از ياد نروند، در ژانويه 2005 با توجه به كاري كه «آرمسترانگ ويليامز» روزنامه نگار آمريكايي كرده بود رنگ و جلاي ويژه داشت و توجه بيشتري به آن شده بود كه سالها پيش خصوصيات يك روزنامه نگار حرفه اي را بيان كرده بود. ويليامز به عنوان يك فرد، كاري مغاير قانون نكرده بود، ولي عمل وي در كِسوَت روزنامه نگار مغاير اصول اين حرفه و مباين نظرات اجتماعي «هوك» و بسياري از اصحاب حرفه روزنامه نگاري بوده است.
هوك كه در ژانويه 1902 به دنيا آمده بود و 87 سال عُمر كرد درباره رسانه هاي حرفه ای (نَه اختصاصی ازجمله حزبی و دولتی و وابسته به یک سازمان عمومی)، روزنامه نگاري و روزنامه نگار تاكيد بر استقلال كامل رسانه (جدا از دولت بودن) و بي طرف بودن روزنامه نگار دارد و خريد رسانه های حرفه ای توسط شركت هاي غير تخصصي و كمپاني هاي بزرگ (اصحاب منافع) را عملي خلاف رسالت اين حرفه دانسته كه اگر صورت گيرد؛ چنين رسانه اي از شمول تعاريف كلاسيك روزنامه نگاري حرفه ای خارج مي شود و از آن پس نمي توان آن را رسانه همگاني (آيينه انعكاس زشتي و زيبايي هاي جامعه) ناميد. وي روزنامه نگاران را از سازش با اصحاب منافع و قرار گرفتن در درون آنها برحذر داشته و گفته است كه در اين صورت، ديگر مستقل و بي طرف نخواهند بود و رسالت خود را از دست خواهند داد (همان كاري را كه آرمسترانگ ويليامز انجام داده و با دريافت 240 هزار دلار از دپارتمان آموزش و پرورش آمريكا، به معرفي يك برنامه اين دپارتمان پرداخته و براي پيشبرد آن تبليغ كرده بود).
به نظر هوك و ساير اصحاب حرفه روزنامه نگاري، روزنامه نگار (ژورنالیست) تا زماني كه به اين حرفه اشتغال دارد حتي نبايد مشغله و منافع ديگر ـ جز تدريس و تاليف داشته باشد (مثلا كارمند دولت باشد و يا در روزنامه هاي متعلق به دولت و موسسات عمومی كار كند) زيرا كه رسانه هاي حرفه ای نه تنها بايد اطلاع رساني جامع و بي غرضانه كنند و سطح دانايي مردم را به موازات انتشار تحولات روز بالا ببرند بلكه زبان حال مردم، و وسيله منصفانه انتقال عقايد و نظريات و شناساندن بي غرضانه اصحاب انديشه به جامعه ملي و جهاني باشند. رويدادهايِ بين مردمي (اصطلاحا: حوادث شهري) و اجتماعي شيپور نقاط ضعف جامعه هستند كه به صدا در مي آيند و اگر درست و ماهرانه توصيف و گزارش شوند براي مردم عبرت آموز و براي دولت زنگ خطر خواهند بود تا مسئله را دريابد و دست به حل معضل، اصلاح كار و پيشگيري بزند.