با 15 ماه تجربه سردبیر یک روزنامه صبح شدم ـ این روزنامه را با یکی دو نفر منتشر می کردم ـ راه انتشار نشریه با هزینه کم
به موازات کار در اطاق خبر روزنامه اطلاعات، از آذرماه سال 1336 (نوامبر 1957) كه 21 سال بيشتر نداشتم چندماه عملا سردبير يك روزنامه صبح تهران بودم كه جز من، تنها يك کارمند ثابت تحريري ديگر، يك پيك موتوسيكلت سوار و يك عكاس داشت و چند نفر هم گاهی برایش مقاله و ترجمه می فرستادند. در آن زمان دريافتي ماهانه يک خبرنگار تازه کار از روزنامه اطلاعات از سيصد ـ چهارصد تومان (سه هزار ـ چهار هزار ريال) تجاوز نمي كرد و راهي جز داشتن شغل ديگر نبود. سردبیر آن روزنامه صبح (منتشر شده در بامداد) معاون پیشین سازمان انتشار و رادیو بود که دو ـ سه هفته پس از آغاز کار من در آن روزنامه کناره گیری کرد و ناشر روزنامه مرا موقتا سردبیر کرد که سردبیر بودن من ماهها طول کشید.
به این ترتیب انتشار يك روزنامه يوميه با یک کارمند تحريري ثابت (حقوق بگیر) را بيش از هفت دهه پيش، شخصا تجربه كردم که پس از آنلاین شدن رسانه ها عمومیّت یافته است. بیان این تجربه می تواند در عین حال یک راهنما برای روزنامه نگاران جوان و آنلاین نگاران باشد.
روزنامه های صبح در ایرانِ آن زمان ـ با اینکه به لحاظ خبر، مقاله و فیچِر دست کمی از روزنامه های عصر نداشتند و اخبار شب ازجمله تصمیمات شورای وزیران (که عموما در ساعات شب جلسه داشتند) و رویدادهای خارجی را چندین ساعت زودتر از روزنامه های عصر (اطلاعات، کیهان و ...) منتشر می کردند تیراژ قابل ملاحظه نداشتند. یکی از دلایل آن این بود که این روزنامه ها را روی میز روزنامه فروشی قرار می دادند و رهگذران می ایستادند و تیترها را می خواندند و همچنین می توانستند آنهارا همانجا بدون خریدن، ورق هم برنند و لذا نیازی به خرید نبود. برخی از این روزنامه های صبح به اصرار دولت، برضد مصدق می نوشتند که مردم دوست نداشتند. خود من در پایان جلسات شورای وزیران و شوراها و جلسات دیگر و بازگشت شرکت کنندگان به خانه هایشان، تلفنی با وزیران و مقامات مربوط تماس می گرفتم و جزئیات را می پرسیدم و می نوشتم.
سردبیر و کارکنان معدود روزنامه های صبح تهران صفحات را با نقل اخبار بولتن هاي خبرگزاري پارس (داخله، خارجه، تفسر و رپورتاژ) و با عکس های ارسالی این خبرگزاری، اطلاعيه هاي دفاتر روابط عمومي سازمان های دولتی و مقالات و گزارشهاي وارده پُر مي كردند و زحمتي نبود (همین وضعیتی که در روزنامه ها پس از قرارگرفتن اخبار و مطالب در آنلاین ها و آنلاینی شدن و رایگان بودن خبرگزاری ها و نیز ساخت آنلاین از سوی دفاتر دفاتر عمومی سازمانها جهت انتشار اطلاعیه ها، تصمیمات و اقدامات برقرار است) و اینک مشاهده می شود که خبرنگاران پشت کامپیوترنشین شده اند و نیز تماس تلفنی جهت گرفتن خبر و خیلی کمتر از سابق، از این گوشه به آن گوشه جهت تهیه خبرِ رویدادها رفتن.
در آن زمان (دهه های 1330 و 1340) برخی از سفارتخانه ها هم بویژه سفارت دولت لندن به روزنامه ها بولتن حاوی اخباری را که می خواستند و گزینش کرده بودند می فرستادند!. لذا، فقط چهار ــ پنج ساعت كار داشت تا صفحات خبری یک روزنامه صبح پُر شود. اگر در موارد نادر، نياز به حضور خبرنگار در جلسات و صحنه بازدیدها و از این قبیل بود، کارمند تحریری ثابت اعزام مي شد که در روزنامه ای که من با 15 ماه تجربه! سردبیرش بودم (جانشین سردبیر)، این کارمند ثابت تنها یک نفر بود و اگر خبر؛ یک رویداد شهری بود پيك موتور سوار را براي تهيه آن مي فرستادم كه ماجرا را يادداشت مي كرد و يا تلفني مي گفت و خودمان آن را مي نوشتيم. چون موتورسوار آن روزنامه و در آن زمان «هَم قَد» من بود، کُت و كراوات خودرا به او عاريه مي دادم تا ظاهري آراسته داشته باشد و در صحنه ايجاد ترديد نكند.
تعجب من [نگارنده] در مورد عكاس تحریریه بود كه نيازي هم به كار او نداشتيم و مزدي هم نمي گرفت و مي گفت كه از فروش عكس هاي مراسم به صاحبان آنها، هزينه اش تامين مي شود. طولي نكشيد كه نسبت به فعاليت هاي او ترديد كردم زيرا كه اصرار و پافشاري داشت به مهماني هاي سفارتخانه ها، موسسات خارجی و مخصوصا بيمارستان شوروي برود. بعدا که شنيدم این عكاس تحریریه، عامل اطلاعات شهرباني (پليس) است كه تحت نام «عكاس روزنامه» به مراسم مي رود و ... تصمیم خود به کناره گیری ام را به ناشر روزنامه اعلام کردم که خواست تا یافتن سردبیر بکار ادامه دهم و قول داد که سریعا برای یافتن سردبیر اقدام کند. در آن زمان هنوز «ساواك» تاسيس نشده بود، و اطلاعات سياسي ـ امنیتی توسط شهرباني جمع آوري مي شد. (پس از انقلاب، شهربانی و ژاندارمری در هم ادغام شدند و نیروی انتظامی به وجود آمده است.)
در آن زمان درآمد روزنامه های صبح تهران از درج آگهی های رسمی بود و .... در تهرانِ وقت یک موسسه بود که درآمد این آگهی هارا از ناشران روزنامه های صبح «پیش خرید» می کرد و ناشران نگرانی نداشتند که آگهی کم و زیاد شود و درآمدی ثابت داشتند. ولی بسیاری از اصحاب نظر و قانون دانان اعتراض داشتند و می گفتند که مطابق قانون، این آگهی ها باید به روزنامه های کثیرالانتشار داده شود نه این روزنامه های کم تیراژ زیراکه هدف از انتشار آگهی های رسمی و به قول فرنگی ها؛ آگهی های لیگال جهت اطلاع عمومی و مردم است نه شماری بسیار، که به این اعتراض ها توجه نمی شد. شماری هم بودند که می گفتند کمک مالی دولت (مستقیم و یا غیر مستقیم) به نشریات، خلاف اصول ژورنالیسم است زیرا که «ژورنالیسم» قوه چهارم دمکراسی بشمار آمده و طبق اصل تفکیک قوا، باید جدا از سه قوه دیگر (مقنّنه، اجرائیّه و قضائیّه) عمل کند یعنی که استقلال داشته باشد.
کار من در آن روزنامه صبح چندی ادامه داشت تا اینکه ایرج نبوی روزنامه نگار با تجربه با کمک چند روزنامه نگار مستعد و جوان ازجمله «عباس پهلوان ـ در دهه های اخیر؛ مقیم لس آنجلس» یک موسسه مطبوعاتیِ خبرگزاری شکل ایجاد کرد و کار تأمین مطالب برای چند روزنامه و مجله از جمله دبیری و سردبیری برخی از آنها را به دست گرفت و ناشران روزنامه های صبح به او روی آوردند و اطاق های خبر دو ـ سه روزنامه صبح و نیز مجله با همه کادر در اختیار آن موسسه قرارگرفت، من پس از رفتن از آن روزنامه، در ساعات شب در خبرگزاری پارس دبیر اخبار بین الملل ویژه پخش از رادیو شدم که بیش از 17 سال طول کشید. دستمزدها در خبرگزاری، جلسه ای بود و در پایان هر جلسه (روزانه) نقدا پرداخت می شد و بنابراین؛ تعطیل هفتگی و مرخصی سالانه و بیمه و ... در کنار نبود و هرلحظه هم امکان اخراج شدن وجود داشت.
در اینجا یک توضیح حرفه ای لازم می آید:
در گوشه و کنار جهان، اینک بسياري از نشريات آنلاين شده اند ـ بعضا آنلاین پولی، که مخاطب بيشتر و هزينه بسيار کمتر دارد. اين آنلاين کردن آن قدر رواج يافته که مجله نيوزويک چند ميليوني هم کاملا آنلاين شده است. رواج و عادت مطلب و خبر خوانی با سلفون ها و تابلِت ها تحول دیگری است و نشريات آنلاين و حتی کتابفروشي ها با دريافت مبلغي کم، مطالب و «ای بوک» های خودرا براي تابلت داران مي فرستند. با کامپیوتر (دِسک تاپ و لب تاپ) نیز مطالب موجود در اينترنت را مي شود مشاهده کرد و خواند و در این شرایط، نشریات که مخاطب از دست داده بودند به ابتکارهای دیگری دست زده اند ازجمله مشاهده نگاری (بازگشت به خبرنگاری پیش از دوران اینترنت)، خاطره نگاری (خاطرات مقامات پیشین، اصحاب حرفه، سالخوردگان و ...)، نظرنگاری (جمع آوری نظر اصحاب و بعشا مردم در مورد رویداد روز)، مصاحبه های اختصاصی، فیچرنگاری، اینوستیگیتیونگاری و ....
کُپی ـ پِیست کردن مطالب داخلي و بين الملل از خبرگزاري ها و وبسایت های روابط عمومي سازمانها و مقام ها و وبلاگ ها و از این طریق نشریه (کاغذی ـ چاپی) درآوردن نیاز به تحریریه بزرگ ندارد و بنابراین، شماری کم براي سُرت و انتخاب كردن آن اخبار و مطالب، اِديت کردن و تيترزدنشان كافي است و انتقال الكترونيك مستقيم از فايل منابع به صفحه روزنامه، كاري است آسان. آنلاین خبرگزاري ها، عكس ها را هم تامين مي كنند.
از سوی دیگر، مقالات و تفسیرها از طریق سندیکاهای مربوط به دست می آید و مطالب اینوستیگیتیو و اختصاصی را هم می توان خرید و یا سفارش داد. ولي بايد ديد كه آيا مخاطبان، اين مطالب را خريدار هستند؟. بايد رفت و از آنان پرسيد که چه مي خواهند و خواست ايشان را تامين کرد تا به خريد نشریه احساس نياز کنند. در این عصر باید نظر و خواست مخاطبان منظور شود و نظرسنجی ها به همین جهت در حال گسترش یافتن است.