نزدیک شدن ژورنالیسم به انتهای شیبی که از 3 ـ 4 دهه پیش در آن قرار گرفته است، چرا؟ و راه حل
ژورنالیسم پیشه ای است که اخبارِ تحولات و رویدادهای روز و نظرات درباره آنها را که توسط ژورنالیست های حرفه ای، طبق اصول مربوط تهیه می شود و نیز شرح مشاهدات ژورنالیست ها به اطلاع عموم مردم (اعضای جامعه ملّی و جهانی) برساند تا نه تنها آگاه شوند بلکه بر پایه آنها برای خود برنامه ریزی کنند و یا برنامه هایشان را اصلاح و به روز رسانی کنند تا زندگانی و جامعه ای بهتر داشته باشند، از اشتباهات دیگران پند گیرند، راههای بهتر برای پیشرفت انتحاب کنند و افراد برجسته، کارشناس، دلسوز و پاکدست را بشناسند و مدیریّت امور جامعه را به آنان بسپارند. بنابراین، «ژورنالیست» چشم و گوش جامعه است، به علاوه مراقب اَعمال مدیریت ها تا خوب و بد امور را منعکس کند که تا دیر نشود پیشگیری شود و در عین حال مسائل جامعه را دریابد و به زبان ژورنالیستی (صادقانه، بی طرفانه و بدون جهت گیری) منعکس و دنبال کند، نظرات اصحاب نظر را در این باره جویا شود و با شرح مشاهدات خود و آنچه را که احساس و لمس کند بیان دارد تا راه حل پیدا شود. ژورنالیست نباید در پوشش هر رویداد، عناصر چرا و چگونه را نیابد و منعکس نکند. بدون این دو عنصر، مطلب او کامل و ژورنالیستی نخواهد بود و چیزی شبیه اطلاعیه روابط عمومی سازمان مربوط خواهد بود.
متاع رسانه که محصول کار ژورنالیستِ حرفه ای است نقش بزرگی در تحوّل جامعه ـ تحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و نیز رفتار افراد دارد. «ژورنالیست» اعضای جامعه خود را در جریان اوضاع و تحولات جوامع دیگر قرار می دهد و با این عمل جهانیان را به هم نزدیک می کند تا از غم و شادی یکدیگر، پیشرفت ها و عقب ماندگی ها آگاه شوند و پندگیرند. خبر و نظر رسانیِ دقیق و کاملِ ژورنالیست است که راه را نشان می دهد تا فرد، مقام، دولتمرد و سیاستمدار روشن شود و تصمیم گیری بهتری داشته باشد و مسیرِ درست در پیش گیرد.
تعاریف و اصول ژورنالیسم در دهه هشتم قرن نوزدهم بر پایه تجربه های قرون پیش از آن بویژه از زمان بکار افتادن چاپخانه در سال 1476 تنظیم شده است که اندیشمندان به آن «قوه چهارم دمکراسی» عنوان داده اند که قوای دمکراسی (مجریه، مقننه، قضائیه) و ژورنالیسم (قوه چهارم) باید جدا از هم باشند و قوه چهارم بودنِ ژورنالیسم تا 1933 کاملا رعایت می شد که پس از آن و آنگاه آغاز جنگ جهانی دوم و سپس شروع جنگ سردِ چهل و چند ساله قرن 20 و تبدیل شدن رسانه های دو قدرتِ وقت و همدستانشان به ابزار این جنگ، مقام و منزلت قوه چهارم کمرنگ شد. ابزار جنگ سرد بودن رسانه ها به اصحاب منافع آموخت که برای حفظ منافع خود و دولت سازی و قانون نویسی (مداخله در دو قوه دیگر دمکراسی) و حتی تا حدی و در مواردی ورود به قوه قضایی و اصطلاحا؛ میدیاکراسی به خرید و مالک شدن و از آن خود کردنِ رسانه های عمومی دست بزنند که این برنامه آنها در دهه آخر قرن 20 و دو دهه اول قرن 21 و تا به امروز ادامه داشته است و مطالب رسانه های خریداری شده همان است که مالکین آنها (اصحاب منافع) می خواهند و سرچ انجین ها که وابستگی هایی دارند مطالب همین رسانه ها را گزینش و نقل می کنند. چند خبرگزاریِ اصطلاحا بزرگ و سراسری هم در همین مسیرها گام بر می دارند.
برای مثال؛ اگر بروید و سرچ انجین یاهو را ببینید، مطالب همین رسانه ها را نقل کرده است و در این روزها عمدتا مطالب ضد پوتین و ضد ترامپ. خبرگزاری های اصطلاحا سراسری (سراسر جهان) هم به همین صورت. بايد توجه داشت تا زماني كه كار تهيه و توزيع اخبار سطح جهان در دست (عملا در انحصار) چند خبرگرازي و شبكه های تلويزيوني مشخص باشد، مردم در جريان بی طرفانه همه حقايق و رویدادها به درستي و به گونه اي کامل قرار نخواهند گرفت و بعضا در گمراهي و بي اطلاعي خواهند ماند.
سوشل میدیا جنبه شخصی دارد، مطالب آنها ژورنالیستی و کامل نیست، شرحِ کوتاهِ یک مشاهده و یا نظر شخصی است.
هدف از نوشتن این مقاله کوتاه، ابراز نگرانی از نزدیک شدن ژورنالیسم به انتهای شیبی است که از 3 ـ 4 دهه پیش در آن قرار گرفته است. به علاوه اطلاع از مشکل یک آشنای ساکن آمریکا بود که گفت در ماه ژوئن (خرداد) از دکتر قلب وقت ملاقات خواسته بود، زیرا که احساس درد در ناحیه سینه کرده بود و دکتر به او وقت ملاقات در اسفندماه داده است (8 ماه و چند روز بعد) و این کمبود دکتر را رسانه های آمریکا باید دنبال می کردند تا راه حل بدست آید ازجمله مجبور کردن همه دانشگاههای این کشور به دایر کردن رشته تحصیلات علوم پزشکی. در آمریکا همه امور طبابت خصوصی است و شبکه های رادیو تلویزیونی این کشور هم غیر دولتی هستند و دولت نمی تواند داشته باشد. صدای آمریکا که دولتی است برای پخش خارجی است نه داخلی. دولت در کار رسانه های چاپی هم نمی تواند مداخله کند زیراکه قانون اساسی این فدراسیون هرگونه مداخله دولت در امور پرِس (نشریات چاپی) را ممنوع کرده است.
تاریخچه روزنامه نگاری به قرن یکم پیش از میلاد بازمی گردد که ژولیوس سزار امپراتور وقت روم «Acta Diuma»را در شهر رُم منتشر می کرد و آن را که مطالبش بر تخته و پوست نوشته می شد در میدانهای شهر، ورودی محل استقرار سازمان ها و ورودی محل های پُر رفت و آمد آویزان می کردند تا مردمِ باسواد بخوانند. این نوع اطلاع رسانی رومی ها تا زمان تقسیم این امپرتوری به دو قلمروِ شرقی ـ غربی ادامه داشت. اردشیر ساسانی در نیمه اول قرن سوم میلادی (طبق برخی نوشته ها؛ از سال 233 میلادی) کارهای دولت ایران را در «کارنامک» می نوشت و ارسال می شد تا بزرگان، مدیران و موبدان کشور آگاه شوند. خسروانوشیروان از سال 552 میلادی آن را عمومی تر ساخت. دولت چین ـ دودمان «هان» ـ در همان قرن سوم میلادی و پنجاه سال پس از اردشیر ساسانی، کار انتشار منظم «Tipao» حاوی کارهای روزمره دولت را آغاز کرد که چاپ بلوکی (مُهر زنی با مرکّب بر نوعی کاغذ) بود. می دانیم که چین مبتکر ساخت مرکّب، کاغذ و چاپ بلوکی در جهان است. نخستین روزنامه عمومی جهان (جامع، بی طرف و حاوی انواع مطالب) از سال 1556 در جمهوری ونیز (بندری در ایتالیا) منتشر شد و چون به یک گازتا (سکه وقتِ جمهوری ونیز) بفروش می رفت به «Gazzetta» معروف شد و این واژه بتدریج وارد سایر زبانها و لغت نامه ها شده و مفهوم «روزنامه» پیداکرده است. پس از «ونیز»، یک آلمانی به نام یوهان کارولوس Y. Carolus در سال 1605 در استراسبورگ به انتشار روزنامه دست زد. یک آلمانی دیگر در سال1609 روزنامه Avias را منتشر ساخت. هلندی ها در سال 1618 روزنامه Folio با مطالب مجله ای (انواع مطالب و بعضا غیر خبری) را چاپ کردند. فرانسه در سال 1631 لاگازتا را به توزیع داد و بعدا و تا سال 1645 پرتغال، اسپانیا و سوئد هم دارای روزنامه شدند. روزنامه سوئدی منتشره در سال 1645 هنوز بکار انتشار ادامه می دهد و اخیرا آنلاین شده است. انگلستان از سال 1701 و در واقع از سال 1702 وارد عالم روزنامه نگاری شد و آمریکا از سال 1704 و در شهر بوستون. بانو الیزابت مالِت «The Daily Courant» را در مارس 1702 در انگلستان به توزیع داد. نخستین شماره آن؛ تاریخ 11 مارس را دارد.
بانو مالِت (انگلیسی) در روزنامه اش می نوشت که مسئول هرمقاله فردی است که آن را نوشته و نامش در بالا و يا پايين مقاله ذکر شده است و او فقط مسئول نوشته های بدون ذکر نام نویسنده (اخبار) است. از قرن 21 این رسم عمومی شده است و عمدتا به این سبب که اگر نقصی در نوشته باشد، نگارنده اش بازخواست شود نه ناشر. روزنامه نروژی Adresseavisen که هنوز و همچنان منظما به انتشار خود ادامه می دهد، نخستین شماره اش را سوم ژوئن 1767 به توزیع داد. این روزنامه که نروژی ها آن را «اَدرسا» می خوانند از قرن 21 دارای دو اِدیشِن چاپی و آنلاینی شده است که ادیشن آنلاینی آن، لحظه به لحظه آخرین خبرهای داخلی و خارجی را منعکس می کند و بعضی از خبرها و صحنه ها را صوتی ـ تصویری.
با پیدایش رادیو از سومین دهه قرن بیستم، وضعیت روزنامه ها بهتر شد زیرا مردمی که اخباررا به صورت کوتاه از رادیو شنیده بودند برای کسب جزئیات به خرید روزنامه می پرداختند. با پیدایش تلویزیون (رسانه سمعی و بصری) روزنامه ها برای رقابت و نیز جلب مخاطب به مقاله نویسی (نظرنگاری)، نگارش فیچر (گزارش توأم با سابقه مطلب، جزئيات و ...) و مصاحبه های خیابانی (کسب نظر مردم پیرامون اقدامات، تصمیمات و حوادث روز) پرداختند، که از دهه یکم قرن 21 رقیب تازه ای وارد میدان شد؛ آنلاین ها و وبلاگ ها. این رقیب توانست مخاطبان روزنامه ها و رسانه های دیگر را جلب کند بگونه ای که تا ماه نهم سال 2009 سیزده درصد روزنامه ها تعطیل و یا آنلاینی شدند و این وضعیت ادامه یافته است. علت اصلی، طبق گزارش يک موسسه بررسی قضیه (ميديا ريسرچ)، عمدتا این بوده است که روزنامه نگاران ماهرتر وبلاگ نویس و یا جلب تلویزیون ها شده اند و پیرامون رویدادها اظهار نظر می کنند و خبرنویسی روزنامه ها به دست هرکس که جویای کار بوده (صرف نظر از نوع تحصیلات و تجربه و استعداد مربوط) افتاده و از قاعده و اصول ژورنالیسم خارج شده است. به علاوه، خبرنگاران میزنشین شده اند و مطالب را از وبسایت ها بویژه وبسایت روابط عمومی سازمان مربوط؛ کاپی ـ پِیست می کنند ـ کاری که به دور از تعریفِ «وظیفه ژورنالیست» است. از وبسایت ها باید به صورت سرنخ استفاده شود.
بررسي همين موسسه در سال 2016 نشان داده است که «سوشل ميديا» که فراگيری يافته به نشريات و همچنين رسانه هاي برادکَستيک از لحاظ شمار مخاطبان آسيب بيشتري زده و بسياري از مخاطبان قبلي آنها اصطلاحا ديجيتال خوان شده اند. بررسی سال 2022 نیز همین وضعیت را بدست داده است.
از نتايج بررسي سال 2018 چنين برآمده است که مخاطبان متوجه فروخته شدن بسياري از رسانه هاي همگاني به صاحبان نفوذ شده اند و براي مثال؛ فروش واشنگتن پُست به Jeff Bezos ميلياردر (صاحب موسسه فروش اینترنتی کالا ـ آمازون)، و بنابراين متوجه سوشل ميديا، آنلاين ها و تماس خبري با يکديگر و خواندن اعلاميه ها و نظرات مقامات در سوشل ميديا مخصوصا توئيتر ـ X شده و نشريات چاپي، بیشتر مخاطبان و در نتيجه آگهي از دست داده اند، از صندوق های فروش سکه ای جراید در چهارراهها اثری نیست، فروش خانه به خانه مانند گذشته چشمگیر نیست و به اخبار تلویزیون ها توجه پیشین مشاهده نمی شود.
از سال 2016 که دونالد ترامپ برخی مطالب رسانه های عمومی را (رسانه هاي آمریکا که صاحبان بیشتر آنها اصحاب نفوذ و يا شرکت هاي خارج ار حرفه رسانه داري هستند) «فِيک نيوز» خواند که عبارتی مصطلح شده است بر اين آسيب زدگي افزوده شده است.
در سال 2019 یک کمپانی رسانه ای دیگر آمریکا که صاحب چندین روزنامه ازجمله هرالدتریبیون و چند رادیو تلویزیون بود اعلام ورشکستگی کرد که این وضعیت ادامه داشته و سبب شده است سوشل ميديا و آنلاين ها مورد توجه بیشتری قرارگیرند. مشکل تازه ای که پدید آمده این است که سرچ انجین ها ـ دستوری و یا طبق سیاست های خودشان اخبار رسانه های مورد نظر را نقل می کنند و با نگاهی کوتاه بر یکی از آنها به آسانی می توان یافت که کدام رسانه و یا موضوع مورد نظرشان است. راه حل، ایجاد یک سرچ انجین و یک خبرگزاری جهانی بی طرف و وفادار به اصول ژورنالیسم زیر نظر یک سازمان بین المللی مثلا یونسکو است.