بحث طولاني درباره روش سنجش نظر مخاطبان روزنامه اطلاعات در آذرماه 1353 ـ چگونگی سنجش نظر مخاطبان رسانه ها (میدیا ریسِرچ) و روش تعيين اهميت يك نشريه (روش فربر)
مخاطبان روزنامه، وقت چند جلسه شورای دبیران تحریریه روزنامه اطلاعات را گرفته بود، بدون اخذ نتیجه. انتشار روش «فربر» آمریکایی در همان ماه این بحث را به میان آورده بود. قبلا بارها ایراد گرفته شده بود که چرا خبرها و مطالبی انتشار می یابد که مخاطب ندارند و تنها به خاطر ارضای دولت و یا یک فرد درج می شوند و جای مطالب پُرمخاطب را می گیرند و بعضا مخاطب روزنامه را خشمگین می سازند.
«فربر» هشتم نوامبر سال1974 ميلادي روش علمي تازه اي را براي سنجش نظر خوانندگان رسانه هاي چاپي و تقسيم بندي مطالب آنها به: مهم، جالب، و لازم و نيز تعيين «درصد» مخاطبان راضي از يك مطلب و يا ناراضي از آن را اعلام داشت كه اين تكنيك پذيرفته و بعدا به ساير رسانه ها تعميم داده شده و تحت عنوان «ميديا ريسرچ» بر دروس دوره دوم تحصيلات عالي (فوق ليسانس) رشته هاي ارتباطات همگاني اضافه گرديده و در حال تكامل است.
در مورد رسانه هاي چاپي و رسانه هاي صوتي و تصويري (راديو ـ تلويزيون) اين روش بر دو گونه است و سنجش درباره كتاب و فيلم سينمايي كه دو نوع رسانه ديگر هستند به گونه هاي ديگري است. «فربر» و كارشناسان ديگري كه دراين زمينه كار كرده اند براي مطلب مهم، مطلب جالب و يا مطلب لازم در يك رسانه چاپي تعريف نوشته اند و تبليغ (به صورت آگهي ــ يا اشكال ديگر آن از جمله خبر پولي) را از مطلب غير تبليغ مشخص ساخته اند.
برپايه اين روش ها و تعاريف، در حوزه حرفه سنجش نظر مخاطبان رسانه ها، بنگاههاي ويژه سنجش نظرات مربوط به رسانه ها به وجود آمده است كه سنجش مخاطبان راديو ــ تلويزيون را «Rating» و رسانه هاي چاپي را «Research in the Print Media» عنوان داده اند. از آن پس تنها نتايج بررسي اين بنگاهها به دليل ماهيّت مستقل و بي طرفانه اي كه دارند مورد قبول است و سنجش هاي ديگر «داخلي» تلقي مي شود كه فقط براي سردبيركل جهت اصلاح كار تحريريه اش مي تواند ملاك عمل قرار گيرد.
از آنجا كه بايد اين سنجش ها، «هَم ارزش» باشند از دهه گدشته قرار براين شده است كه پرسشنامه ها و سئوالات يكنواخت باشند. اگر مدیریت یک رسانه بخواهد در مورد خاصي هم بررسي شود، از پرسشنامه اي تحت عنوان «ضميمه» استفاده مي شود. مخاطبان هدف نظرسنجی بر حسب مورد، قبلا فهرست بندي مي شوند، مثلا متاهل يا مجرد ؛ داراي تحصيلات عالي و يا كمتر. همچنين بر حسب در آمد سالانه و سن و جنس و نوع شغل و ....
با اين روش است كه رسانه ها دائما به اصلاح كار خود دست مي زنند تا از قافله پيشرفت عقب نمانند و مخاطبان بيشتري را جلب كنند. صاحبان آگهي هم با توجه به طبقه و سطح مخاطب (نه، تيراژ) تصميم مي گيرد كه به كدام نشريه آگهي و يا خبر پولي خود را بدهد. تيراژ (نسخه هاي فروش رفته) اهميت نشريه را تعيين نمي كند، كلاس و طبقه خواننده (مخاطب) است كه به نشريه اهميت مي دهد و رديف آن را در ميان نشريات تعيين مي كند. شهرت و مهارت نويسندگان و ميزان تجربه و تحصيلات و مقبوليت اجتماعي سردبير اجرايي نيز يكي از عوامل تعيين اهميت يك نشريه و همچنین شبكه تلويزيوني است. بسياري از مخاطبان، روزنامه نگار (ژورنالیست) مورد نظر خود را به هر جا كه برود دنبال می کنند و مخاطب رسانه ای را كه وي در آن مشغول کار باشد مي خوانند و عمدتا براي حل اين مسئله بوده است كه در كشورهاي پيشرفته مقالات نويسندگان معروف و مورد علاقه و اعتماد مخاطبان، از طرف سنديكاهاي مربوط همزمان ميان همه روزنامه ها و شبكه هاي تلويزيوني توزيع مي شود.