به قلم دکتر نوشیروان کیهانی زاده. روزنامه نگار از سپتامبر 1956 (شهریور 1335)

ترجمه به هر زبان با بکارگیری گوگل ترنسلیت

ماجرای دادشاه بلوچ

 پس از ده ماه و 17 روز تعقيب و زد و خورد، بالاخره 21 دي ماه 1336 (دهم ژانویه 1958) دادشاه بلوچ كه سردبير وقت روزنامه اطلاعات او را «دادشاه ياغي» مي نوشت كشته شد و دو زوجه و باقیمانده همدستان وی كه چند نفر بيش نبودند دستگير شدند!. برای بدام انداختن دادشاه که یک خرده مالکِ ناراضی و عاصی از رفتار مأموران دولتی بود، سرانجام سازمان ژاندارمری کشور (که در دهه 1360 با پلیس ادغام و نیروی انتظامی نام گرفته اند) به خدعه روی آورد و متوسل به یک سرشناس محلی شد و قول داد که اگر دادشاه اسلحه بر زمین بگذارد بخشوده خواهد شد. این سرشناس محلی با دادشاه تماس گرفت و به قید سوگند و با ارسال یک جلد قرآن مجید و تعهد تأمین، دادشاه را برای مذاکره و سازش با دولت دعوت کرد. دادشاه تعهد و سوگند آن سرشناس محلی را باور کرد و با تنی چند از همراهان عازم محل دیدار و مذاکره شد که ژاندارم ها که در جریان قضیه موافقت دادشاه با مذاکره و سازش بودند و در هشتکوه بر سر راهش به خانه سرشناس محل کمین کرده بودند، در پیچ یک گردنه کوه؛ او، برادرش محمد و دو تن از همدستانشان را زیر آتش گلوله گرفتند و کشتند. در اين آخرین زد و خورد، چند ژاندارم نیز جان خود را از دست دادند.
   [اواخر تابستان سال 1336 ـ سپتامبر 1957 ـ نگارنده اين تاریخ آنلاین که در آن زمان در روزنامه اطلاعات، خبرنگار بود برای چند روز به محل فرستاده شده بود تا از نزدیک، چگونگی تعقیب دادشاه را به تهران گزارش کند. اعزام خبرنگار از تهران، به صورت نوبتی انجام می گرفت].
    ماجرا از چهارم فروردين 1336 شروع شده بود. در این روز دادشاهِ ناراضی و عصبی از عمل ماموران دولتی و بی اعتنایی به شکایات و اعتراض با برادرش محمد و چند تن ديگر در نیمه راه چاه بهار ـ ايرانشهر و در پیچ و خمهای تنگ سرخ (سرخه) واقع در منطقه کوهستانی «الاشار ـ سپید کوه» راه را برخودرو رئيس منطقه ايِ «اصل چهار ترومن» در استان کرمان بستند که با همراهانش از ایرانشهر رهسپار چاه بهار (چابهار) بود. در این ماجرا، کارول (کرول) رئیس 37 ساله منطقه ای اصل چهار ترومن، ویلسون 35 ساله همکار او، همچنین مترجم و راننده ایرانی این گروه کشته شدند و بانو آنیتا همسر 35 ساله کرول به اسارت درآمد. هفت روز بعد از وقوع حادثه، جسد بانو آنیتا در چند کیلومتری محل ربوده شدن او به دست آمد که ضعف ژاندارمری ایران تلقی شد که نتوانسته بود در یک فضای محدود و در فرصتى که داشت مخفیگاه ربایندگان را بیابد. این رویداد و دنباله آن ماهها از اخبار رسانه ها در سراسر جهان بود. دولت آمریکا نیز دولت ایران را برای دستگیری دادشاه و اطلاع از واقعیت حمله او به کارکنان اصل 4 زیر فشار قرار داده بود. آمریکاییان می خواستند بدانند که دادشاه با نقشه قبلی رئیس اصل 4 کرمان را کشته و یا اینکه به تصور تعلق اتومبیل به ماموران دولتی ایران.
   ژاندارمري ايران همه تلاش خودرا بکار برد ولی نتوانست دادشاه و همدستانش را که از این کوه به آن کوه می رفتند در مدتی کوتاه که انتظار می رفت دستگیر کند. [مشابه قضیه بن لادن در آغاز دهه نخست قرن 21، البته در ابعادی کوچکتر]. این وضعیت باعث شده بود که شاه (پهلوی دوم)، دادن ترفیع درجه افراد و افسران ژاندارمری را موکول به دستگیری دادشاه کند. قضيه یکبار دیگر و هنگامی که آن چند نفر (دادشاه و همراهان) با تفنگ برنو (تک تیر) هواپيماي حامل رئيس ستاد ژاندارمري را سرنگون و او را كشته بودند بزرگ شده بود و خبرگزاری های پُرمشترک جهان (معروف به بیگ ـ 4) خبرنگار به محل فرستاده بودند.
   پس از كشته شدن دادشاه، روزنامه های تهران به اصرار دولت، عكس جنازه وی را منتشر ساختند تا مردم گزارش از میان رفتن او را باور كنند. همچنین عکس يکي از دو زن اورا.