ناشر روزنامه فرمان ترور خودش را شوخی آوریل 1958 قرارداد و تیراژ روزنامه اش را 13 برابر کرد!
به درستي روشن نيست كه فرنگي ها چرا نخستين ماه فصل بهار را «آوريل = ايپريل و ...» نام گذارده اند. تا زمان انتخاب ژانويه به عنوان آغاز سال نو ميلادي، سال جهان غرب نيز بمانند سال ايرانيان با بهار شروع مي شد. در لاتين جديد و قديم، آپريليس و آپرير به مفهوم بازشدن است؛ شايد كه خواسته بودند نخستين ماه بهار را كه با باز شدن گل و گياه همراه است، چنين نامي بدهند. به هرحال تا پايان هزاره اول ميلادي در نوشته تاريخنگاران اثري از عادت «شوخي كردن ـ آن هم شوخي هاي بزرگ كه در شنونده ايجاد ترديد باقي نگذارد» ديده نمي شود. بنابراين، شوخي آوريل = اپریل كه در كشور هاي انگليسي زبان به «ايپريل فولز دي» معروف است مربوط به هزاره دوم است و يكم آوريل به آن اختصاص دارد. در روم باستان در چند روز نخست آوريل، براي ونوس جشن مي گرفتند ولي شوخي كردن هايي از دست «شوخي آوريل» دركار نبود. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه انگلوساكسون ها (مهاجرين آلماني به جزاير انگلستان) شوخي آوريل را باب كرده اند زيرا پيش از اين مهاجرت، بوميان جزاير انگلستان، براي بهار هم خدايي قائل بودند به نام آيپور = ايپروس و انگلوساكسون هاي مهاجركه همانند ساير آرين ها يكتاپرست بودند درباره آن به «جوك گويي» پرداختند كه ادامه يافته است.
مطبوعات ايران به ويژه مجلات از ديرباز به «شوخي آوريل» فرنگي ها اشاره و گاهي هم نكاتي از آن را ترجمه و منتشر مي كردند تا روز يكم آوريل 1958 (فروردين 1337). در اين روز، روزنامه فرمان (در آن زمان، يكي از روزنامه هاي صبح تهران که من هم برایش مقاله می نوشتم) من باب شوخي آوريل، گزارش ترور «عباس شاهنده» ناشر اين روزنامه را با تيتر درشت و به صورت مشروح چاپ و منتشر ساخت. طبق اين شوخي كه خيلي جدّي و ژورناليستي نوشته شده بود، در آخرين لحظه ارسال آخرين صفحه روزنامه به چاپخانه (شب پيش از انتشار) مردي وارد دفتر عباس شاهنده (بعدا نماينده مجلس) ناشر روزنامه فرمان در خيابان لاله زار ـ انتهاي كوچه تئاتر دهقان مي شود و اورا با شليك گلوله ترور مي كند و .... با اينكه در گوشه ديگر روزنامه و در لابلاي مطالب ذكر شده بود كه اين گزارش شوخي آوريل است؛ در تهران ولوله بپاشد و مردمي كه تيتر روزنامه را روي ميز روزنامه فروش ها مي ديدند براي خريد هجوم مي بردند. سردبير روزنامه كه اين موضوع را پيش بيني كرده بود به چاپخانه (چاپخانه خودكار ايران) گفته بود كه آماده براي تكرار چاپ روزنامه (چاپ دوم و سوم) باشد. فروش روزنامه فرمان در آن روز براي عده اي هم وسيله كسب شده بود كه به چاپخانه مراجعه و هر روزنامه را که يك قران و ده شاهي (يك و نيم ريال) مي خريدند و در كوچه و خيابان با صداي بلند كه «شاهنده» ترور شد تا چند برابر مي فروختند. اين فروشندگان موقت باعث گسترش فروش آن روزنامه در گوشه و كنار تهران شده بودند. روزنامه فرمان كه قبلا روزانه حدود شش هزار نسخه تيراژ داشت در آن روز 87 هزار نسخه فروخت تا كاغذ موجود در چاپخانه كه اول كوچه كيهان (در خيابان فردوسي) قرارداشت پايان يافت. [در آن زمان تهراني ها با اينكه روزنامه هاي صبح اخبار پشت پرده منتشر مي كردند؛ عادت به خريدن روزنامه هاي عصر را داشتند].
در آن زمان چند روزنامه نگار با تجربه و برجسته ازجمله عباس پهلوان به مديريت ايرج نبوي يك شركت براي تامين مطالب نشريات؛ از هرقبيل تاسيس كرده بودند و شاهنده (كه بعدا فرزندش نمايندگي خبرگزاري آلمان را در تهران تاسيس كرد) با اينكه سردبير داشت [و ابراهيم خليل سپهري سردبير سابق ژورنال دو تهران و مدير عامل اسبق خبرگزاري پارس سردبير آن بود]، مطالب خودرا از آن شركت خريداري مي كرد، لذا به درستي معلوم نشد كه اين شوخي، ابتكار چه فردي بوده است. در آن زمان هنوز ساواك وجود نداشت و دايره مطبوعات اداره اطلاعات پليس (امروزه؛ نيروي انتظامي) با چند كارمند و برياست محرمعلي خان نشريات را زير نظر داشت. دو روز بعد به نشريات گفته شد كه اين چنين شوخي ها موقوف.
شوخي هاي آوريل ديار فرنگ كه به خبرگزاري هاي آنها هم سرايت كرده، براي ايران يك حسن داشت و آن دقت بيشتر در انتخاب و ترجمه خبرهاي خبرگزاري هاي خارجي بود. قبلا به خبرگزاري پارس تاكيد شده بود كه اوايل آوريل دقت كنند كه يك جوك به جاي خبر ترجمه و منتشر نشود و درنتيجه، در آن چند روز تا گزارشي از چند منبع نمي رسيد به پخش راديو و بولتن خبرگزاري داده نمي شد.