به قلم دکتر نوشیروان کیهانی زاده. روزنامه نگار از سپتامبر 1956 (شهریور 1335)

ترجمه به هر زبان با بکارگیری گوگل ترنسلیت

... و سرانجام تلخ یک ژورنالیست اینوِستیگِیتیو ـ کمبود جهانی ژورنالیست اینوستیگیتیو، چرا؟.

از آغاز جنگ سرد قرن بیستم (نیمه این قرن) اندیشمندان از نبود و کمبود تاریخ نگار به مفهوم واقعی کلمه و ژورنالیستِ اینوستیگیتیو ناله می کنند و پیدایش و تداوم بسیاری از مسائل را به این حساب می گذارند بویژه مسائلی همچون تبه کاری ها، اعتیادات زیان آور، مشکلات اجتماعی، فساد دولتی و ضعف ها. ولی، گزارش ها نشان می دهد که در جوامعِ مسئله دار پس اینکه یک روزنامه نگار موضوعی را دنبال و ریشه یابی کرده بود نابود شد. پس از فروپاشی شوروی از درون و پیدایش پولدارهای یکشبه در روسیه، خصوصی سازی بنگاههای ملّی (متعلق به دولت ـ همه مردم) و بسط فساد در این کشور که غرب از پیش با فرستادن مشاور و راهنمای اقتصادی برنامه آن را طرح کرده بود، شماری روزنامه نگار میهندوست روس، دست بکار اینوستیگیتیو و افشاگری زدند که یکی پس از دیگری به دست مافیا و عوامل غارت آن کشور از میان برداشته شدند.

روبن اسپینوزا

در این مورد، روسیهِ پس از فروپاشی تنها نبود، مکزیک و چند کشور دیگر که شهذت تولید کننده و یا انتقال دهنده مواد مخدر و ... داشتند نیز قتلگاه روزنامه نگاران اینوستیگیتیو بوده اند. یک نمونه قربانی این وضعیت، «روبن اسپینوزا Ruben Espinoza» فتوژورنالیست 31 ساله مکزیکی است که جمعه 31 جولای 2015 کشته شد. او در آپارتمان بانو «نادیا ورا Nadia Vera» فعّال معروف در مبارزه با فساد بود. «نادیا» سال ها بود که به روبن سوژه می داد و راهنمایی می کرد تا برود از صحنه های فسادآلود عکس ژورنالیستی تهیه کند (تصاویری که بدون نوشته و بیان، واقعیت ها را منعکس کنند و سند تاریخ شوند). روبن در چند مجله ازجمله مجله معروف Proseso و یک آژانس تهیه خبر و فیچر (خبرگزاری) اشتغال بکار داشت. وی همچنین برای نشریات دیگر به صورت فری لَنس گزارش مصوّر تهیه می کرد ـ اصطلاحا گزارش نویسی به جای قلم، با دوربین. وی سال ها ماموریت پوشش تصاویر خبری ایالت ساحلی «وراکروز» را داشت که از مراکزِ وقتِ فعالیت کارتِل های مواد مُخدّر بود و نیز غرق در فساد اداری. عکس های خبری روبن، فرماندار وقت ایالت ـ «هاویر دووارته Javier Duarte» را خشمگین کرده و پیام تهدیدآمیز فرستاده بود، اما به رغم این تهدیدها روبن بکار خود ادامه می داد. روبن عکس خبری جالبی از تظاهرات مردم این ایالت تهیه کرده بود که سال پیش از آن، در آنجا شماری معلم و دانشجوی معترض ناپدید شده و سپس اجسادشان در رودخانه به دست آمده بود. او گزارش کرده بود که به نظر می رسد که عوامل قاچاق با چراغ سبز فرماندار و با کمک پلیس محلی ربوده شده بودند.

روبن که بالاخره تهدیدها و پیغام های پی در پی فرماندار او را نگران کرده بود و می دانست که در آن ایالت در طول 5 سالِ از سال 2010 تا 2015 یازده روزنامه نگار کشته و یا ناپدید شده بودند، دو ماه پیش از کشته شدن آنجا را تَرک و به پایتخت (مکزیکو سیتی) نقل مکان کرد.

گروه «آرتیکل ـ 19» که یک جمعیت مدافع روزنامه نگاران است و نیز «کمیته محافظت از روزنامه نگاران» چندی پیش از قتل «روبن اسپینوزا » و پس از انتشار آمار قتل 27 روزنامه نگار در کشور مکزیک ظرف 15 سال، به روزنامه نگاران توصیه کرده بود که برای خود (و درباره امور روزانه و مشاهداتِ شان) ژورنال و یادداشت تهیه کنند و هر روز و شب آنچه را که می بینند و احساس می کنند بنویسند تا اگر روزی ناپدید و گرفتار شوند با بررسی آن ژورنال ها، کار تحقیق آسان و قضیه روشن شود. پس از عمومیّت یافتن تِکست مِسِیج، آن دو جمعیت از روزنامه نگاران خواسته اند که با ارسال تِکست به یک دوست و یا بستگان خود، دیگران را در جریان رفت و آمدهایشان قرار دهند که اگر قربانی توطئه شوند بدانند که کجا رفته و چه کسانی را دیده بودند تا تعقیب قضیه آسانتر باشد. تنها در سال 2015 در مکزیک 7 روزنامه نگار کشته شده بودند.

با انتشار گزارش های مربوط به قتل روبن اسپینوزا، در چند نقطه در مکزیک تظاهرات ضد دولتی و اعتراض آمیز صورت گرفت و در کشورهای متعدد، اتحادیه ها و سندیکاهای روزنامه نگاران اعلامیه اعتراضی دادند. در کشورهای آمریکای لاتین نیز تظاهرات و راهپیمایی های اعتراض آمیز مشاهده شد. در آن زمان قتل روبن و قضیه فرار Elchapo رئیس یک گروه بزرگ قاچاق مواد مخدر از زندان، با حفر یک تونل زیرزمینی 1600 متری! چهره جهانی مکزیک 2 میلیون کیلومتریِ 122 میلیونی را کدر کرده بود.

پلیس مکزیک گفته بود که طبق شواهد، سه نفر وارد آپارتمان بانو «نادیا» شده و او، روبن، دو بانوی دیگر از مراجعین بانو نادیا و خدمتکار اورا کشته بودند. در جسد روبن آثار شکنجه هم دیده شده بود. روزنامه نگار حرفه ای، فردی است عاشق خدمت به انسان ها و نباید با او چنین شود.